مقام معاونت محترم رياست جمهوري، جناب جلالت مآب، استاد خليلي(دام عزّه) سلام عليكم !
ضمن تقدير و سپاس از حضور گرم و صميمي جناب عالي در جمع علما، فرهنگيان، محصلين و مهاجرين مقيم ايران و آرزوي توفيق مزيد براي دولت و شخص جناب عالي، مجامع علمي و تشكّلهاي فرهنگي، مراتب امتنان خويش را نسبت به خدمات و تلاشهاي دلسوزانه و پيگير حضرت عالي، در جهت حل و فصل مشكلات مردم و مهاجرين ابراز داشته و صميمانه براي يكايك رجال خدمت گزار سياسي- علمي كشور، آرزوي موفقيت مينمايند و خوشحالند كه فضاي باز سياسي وشرايط جديد مايۀ اميد واري مردم شده است. گرچه مشكلات، گرفتاريها و خرابيهاي كشور بيش از آن است كه در فاصلۀ كوتاه، قابل حل و فصل و بازسازي باشد، اما صداقت، پايداري و تلاشهاي پيگير مسئولان دلسوز، چراغ اميدي است كه نويد بخش تحقق ايدهها و آرزوهاي مردم است.
ما معتقديم، همانگونه كه مشاركت تمام اقوام و اقشار مختلف جامعه در امر بازسازي و آباداني كشور، لازم و ضروري است، توزيع مزاياي اجتماعي، به دور از هرگونه تبعيض و نابرابري ضروريتر از آن است. چرا كه تبعيض و نابرابري، زمينة هرگونه مشاركت عمومي اقشار مختلف جامعه را ازبين برده و هرگونه فعاليت مترقيانه را به بنبست كشانده و در نتيجه مانع توسعه و پيشرفت و آباداني كشور ميگردد.
ما باور داريم كه دولت مردان ما، با تجاربي كه از گذشته دارند، اجازه نخواهند داد تا نونهال دموكراسي كه تازه به ثمر نشسته است، با توفان خصومت ناشي از نابرابريها و تبعيضها، نابود گردد و بار ديگر جهل و نابرابري و خصومت ملي تشديد يابد.
جناب استاد خليلي !
مجامع علمي و تشكّلهاي فرهنگي، با اذعان و اعتقاد به آنچه گفته شد، نكاتي را به عرض ميرساند:
1- معضل كوچيها
انتظار جامعه و مردم آن بود كه با وجود دولت جديد، پروندة ايدههاي فاشيستي و تصفيۀ نژادي- قومي، بسته شده و ديگر مجالي براي بروز و ظهور پديدههاي شوم قوم سالاري نبوده و قانون و قانون مداري، بسياري از مشكلات و گرفتاريها را حل مينمايد. اما عليرغم چنين انتظاري، پس از استقرار دولت جديد، چندين سال است كه هزارستان مورد تهاجم مسلحانة نيروهاي مسلحي به نام كوچي قرار ميگيرد و خسارات و تلفاتي زيادي بر مردم منطقه وارد ميگردد، بدون آنكه دولت در برابر آن عكسالعملي نشان دهد. اين در حالي است كه خلع سلاح مردم مخصوصاً گروههاي غير مسئول، يكي از وظايف و برنامههاي دولت جديد است و بر اساس همين طرح، تمام مناطق هزارستان، در همان آغاز استقرار دولت جديد، براي ابراز حسن نيت و برقراري صلح و امنيت، داوطلبانه تمام اسلحههاي خويش را تسليم دولت نمودند. اينك آشكارا ميبيند كه طرفهاي ديگر نه تنها خلع سلاح نشده اند بلكه نيروهاي مسلحي به ظاهر كوچي، بدون هيچ گونه محدوديتي، با سلاحهاي سبك و سنگين، در رفت و آمد بوده و هر محدوده و منطقهاي را كه بخواهد، مورد تهاجم قرار ميدهد. درحالي كه:
اولاً، حمل سلاح و رفت و آمد و حركت گروههاي مسلح آن هم با سلاحهاي سنگين، خلاف قانون، امنيت، حاكميت و تماميت ارضي كشور است. ثانياً، تهاجم مسلحانۀ چنين گروههاي غير مسئولي نه تنها نقض صريح قانون است، بلكه به معناي بازگشت تفنگ سالاري، هرج و مرج و نشان ضعف و ناتواني حاكميت و حكومت مركزي است. ثالثاً، تهاجم مسلحانۀ كوچيها، با استناد به فرامين عبدالرحمن خان، مبني بر تصرف سرزمين هزارهها، و تأييد و امضاي آن از طرف هر شخص حقيقي يا حقوقي به معناي تأييد و امضاي تمام جنايات زشت و ظالمانه و نسل كشي هزارهها توسط آن امير است كه همه خلاف دين مبين اسلام و قوانين بين المللي بوده و تأييد و امضاي آن مخالفت آشكار با قوانين بين المللي و نقض حقوق بشر است.
جناب استاد خليلي !
مجامع علمي و تشكّلهاي فرهنگي، ضمن اينكه از تلاشهاي دلسوزانة شخص جناب عالي مطلع بوده و آن را ارج مينهند، اما شديداً نگرانند كه دولت جديد بار ديگر در باتلاق متعفّن سياستهاي تبعيضي برخي از حاكمان گذشته و احياي مجدد تبعيضات نژادي و قوم سالاري گرفتار آمده در نتيجه حكومت و حاكميت زير سؤال رفته و امنيت و ثبات كشور در خطر افتد.
بنابراين، پيش از آنكه مسأله كوچيها و گروههاي مسلحي به ظاهر كوچي به يك غائله و بحران ملي تبديل شود و صلح، امنيت و حاكميت را به مخاطره اندازد، دولت بايد راه حلي معقولي براي آن جستجو نموده و مشكل را حل نمايد. انتظار ما، از همۀ دولت مردان، مخصوصاً جناب آقاي كرزي آن است كه با درايت و دور انديشي اين غائله را حل نموده و بيش از اين به گروههاي مسلح غير مسئولي به ظاهر كوچي، اجازه ندهند كه اين گونه آشكارا قانون را نقض نموده و حكومت و حاكميت را ناديده گرفته و هرسال آشوب و بلوا راه اندازد.
2- مشكلات مهاجرين
مشكل مهاجرين يكي ديگر از مشكلات دولت افغانستان است. طبق آمار رسمي ايران، بيش از دوميليون مهاجر افغانستاني در ايران وجود دارند كه از اين جمع، هشتصد هزار آن به اصطلاح دولت ايران قانوني است يعني برگة شناسايي دارند، اما بقيه كه موفق به اخذ برگه شناسايي از دولت ايران نشده اند، غير قانوني است. درحالي كه اين جمع، قريب به اتفاق، مهاجريني هستند كه در دورة سياه طالبان و القاعده به ايران پناه آورده اند و طبق موازين بين المللي مهاجر بوده وبه هيچ عنوان ملاحظات اقتصادي دركار نبوده است، ولي در عين حال، فعلاً از تمام مزاياي قانوني، حقوقي واجتماعي محروم بوده و درسختترين شرايط با خانوادههاي خويش در ايران بسر ميبرند. همچنين آن عدهاي كه برگۀ شناسايي دارند، باز با مشكلات طاقت فرسايي مواجه هستند. گذشته از محدوديتهاي شغلي كه ايجاد شده است، اخذ عوارض شهرداري، ماليات دولت و شهريه مدارس جمعاً هزينههاي سنگين و كمرشكني است كه مهاجرين مجبور به پرداخت آن بوده و چه بسا به خاطر اين هزينهها فرزندانشان از تحصيل باز مانده اند.
3- مشكل كنكور
يكي ديگر از مشكلات و نگرانيهاي مهاجرين مقيم ايران، موضوع كنكور دانش آموزان است كه طبق اعلان سازمان سنجش و وزات آموزش و پرورش ايران، در پايان سال 1388 دانشآموزان مهاجر افغانستاني، حق شركت در كنكور را ندارند و اين ممنوعيت موجب يأس، اضطراب و نگراني بسياري از خانوادهها و دانشآموزاني كه در مرحله پيشدانشگاهي قرار دارند، شده است. بدون ترديد، محروميت از تحصيل نه تنها براي خانوادههاي مهاجر و دانشآموزاني كه اين محروميت را تجربه ميكنند، زيانبار و جبران ناپذير است، بلكه براي دولت، كشور و مصالح علياي ملي لطمة جبران ناپذير خواهد بود كه قطعاً دولت و مسئولين فهيم ما از تبعات زيانبار آن آگاه بوده و طبعاً براي حل آن كوشش جدي خواهند نمود.
4- بورسيه هاي تحصيلي
بورسيههاي تحصيلي از جمله موضوعاتي است كه توزيع عادلانة آن از خواستههاي جدي مردم ومهاجرين است، نبايد مانند گذشته، برخي از اقوام ناديده گرفته شده و از اين امتياز به طور كامل محروم گردد. بنابراين، درخواست ما اين است كه سهميه بورسيۀ تحصيلي ايران، به دانشآموزاني كه در ايران هستند، اختصاص يافته و اينها در اولويت قرار گيرند. چرا كه اينها هم با نظام آموزشي ايران آشناست و هم از بورسيههاي تحصيلي و جاهاي ديگر محرومند.
5- مشكلات مدارس خود گردان
ضرورت و اهميت تعليم و تربيت به ويژه آموزشهاي عمومي روشنتر از آن است كه استدلال و يا انكار پذيرد. ولي در عين حال و با تأسف در شرايط فعلي، تعداد زيادي از فرزندان مهاجرين، امكان حضور در مدارس ايران را نداشته و از تحصيل در اين مدارس محروم بودهاند. با توجه به چنين وضعيتي، مدارسي به صورت خودجوش و با تلاش و حمايت مهاجرين تحت عنوان «مدارس خودگردان» به وجود آمده و به تدريج رشد و توسعه يافته و در سرتاسر ايران مشغول فعاليت آموزشي هستند ودر عين حال، با مشكلات عديدهاي از جمله اجازۀ استمرار فعاليت مواجه هستند. انتظار مديران و معلمان اين مدارس از حضرت عالي و وزارت معارف آن است كه راجع به استمرار فعاليت اين مدارس، راهكاري مناسب و مشخصي سنجيده و آنها را مورد حمايت مادي و معنوي خويش قرار دهيد تا حداقل اين فرصت از فرزندان مظلوم مهاجرين گرفته نشود.
6- وضعيت نابسامان سفارت
از مهمترين وظايف نمايندگيهاي سياسي هركشوري در خارج، حفظ منافع و مصالح آن كشور و حل مشكلات اتباع آن است. مطابق عرف و موازين بين المللي فعاليت نمايندگيهاي سياسي فرا قومي و فرامذهبي بوده و به هيچ عنوان حق ندارد با ملاحظات قومي سفارت يا كنسولگري را به دفتر نمايندگي قومي خاص تبديل كند. ولي متأسفانه سفارت افغانستان در تهران مدتهاست كه صرفاً با ملاحظات قبيلهاي به حل و فصل مشكلات قومي خاص پرداخته و باساير اقوام مخصوصاً هزارهها رفتار ناشايست و غير منطقي داشته و دارد. اصلاح اين وضعيت گذشته از اينكه مطابق با اهداف عاليۀ دولت و مصالح ملي است، يك خواستة مشروع و قانوني و جلوگيري از مفاسد اداري است.
7- عدم ارتباط دولت با تشكلهاي فرهنگي
در حكومتهاي مردم سالار، تشكّلهاي فرهنگي و مجامع علمي از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده و ارتباط دولتها با اين مجامع ارتباط و ثيق و پايدار است. دولت جديد افغانستان هم دولتي است، داراي ايده هاي توسعه، پيشرفت و مردم سالاري و قطعاً اين ايدهها تحقق نمي يابد مگر با همكاري و هماهنگي نيروهاي متخصص، فني و فرهنگي كشور. بنابراين، جلب وجذب نخبگان، دانشآموختگان و فرهنگيان و ارتباط پايدار با آنان، علاوه بر اينكه وجهه و اعتبار دولت را بالا ميبرد، توسعه و پيشرفت را تسهيل و تسريع مينمايد. طبعاً ارتباط دولت با حلقات فرهنگي و مجامع علمي، لازم و ضروري است. اما علي رغم چنين نياز و ضرورتي، دولت و دولت مردان، تاكنون نسبت به تشكّلهاي فرهنگي به طور كل و يا حداقل تشكّلهاي فرهنگي مقيم ايران، بي توجه بوده و رابطۀ فعّال و مستحكمي نداشته است كه اميدواريم، بعد از اين، ارتباط دولت و حلقات فرهنگي به طور مثبت فعّال و مستحكم گردد و دولت در زمينههاي مختلف از اندوختههاي علمي، فرهنگي و تخصص اينها استفاده كند، تا به وسيلۀ اين ارتباط و همكاري زمينههاي رشد، بالندگي و شكوفايي كشور فراهم و تأمين گردد.
به اميد عزّت، سربلندي و شكوفايي كشورعزيزمان
والسلام
اسامي تشكلهاي فرهنگي تدوين كننده نامه
1- اتاق فرهنگي افغانستان 17-مجمع معلمان افغانستان
2-اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشآموزان افغانستان 18-مجمع فرهنگي ارشاد
3-انجمن دانشگاهيان افغانستان 19-مجمع فرهنگي توحيد
4-انجمن شاعران افغانستان 20-مجمع علما و طلاب جاغوري
5-انجمن فرهنگي مالستان 21-مجمع فرهنگي صفا
6-انجمن فرهنگي طلاب و دانشجويان كوه بيرون 22-مجمع فرهنگي كوثر
7-انجمن فرهنگي- آموزشي قمر بني هاشم 23-مجمع فرهنگي وليعصر
8-بنياد فرهنگ و انديشه اسلامي 24-مجمع علمي- فرهنگي ياسين
9-جامعه فردا 25-مجمع علما و طلاب برجگي
10-جنبش فرهنگي افغانستان 26-مجمع فرهنگي مالستان
11-جنبش علمي- فرهنگي والعصر 27-مؤسسه علمي- فرهنگي افق نوين
12-سازمان آموزش عالي باران 28-مؤسسه فرهنگي بشارت
13-شوراي مدارس خودگردان 29-مؤسسه تحقيقات بنيادين
14-كميسيون علماي بهسود 30-مؤسسه فرهنگي طلوع فجر
15-مجمع اسلامي ميثاق 31-مؤسسه علمي- فرهنگي و آموزشي نويد فردا
16-مجمع اسلامي دين پژوهان افغانستان 32-نسل فردا